P E D I X

مثل دیوونه ها میشی ، جیغ می زنی
زورت فقط به عکسهامون می رسه و پارشون می کنی
آخرشم میری اتاق و در و محکم می بندی
ای کاش قهر نبودی
تا جای چسب و ازت می پرسیدم ...
لینک : تقدیم به سید قلابی ، کسی که هیچ نمیشناسمش ...
ای آیــــه های از جنــــون لیــــلا رو یاد من نیــــار
کــلاغ لعنتـــــی نخـــــون بـــارون لعنتــــی نبــــار
احسـاس من میگه که ما مایی که حتــی ما نبود
باید یه جا گم می شدیم جایی که هیچ پیدا نبود
در زمینه ترانه صد در صد انتقاد پذیر هستم ، دوست دارم ترانه های من با نقد شما رشد کنه ...

شاگردم فردا صبح امتحان میان ترم داشت . کلی باهاش تمرین حل کردم و بالاخره رفت . فقط یه ربع فرصت داشتم که حاضر بشم و خودم و برسونم به دانشگاه . در حال پوشیدن لباس بودم که مامان مرتب منو صدا می کرد . کیفمو برداشتم و به سمت در رفتم که دوباره منو صدا زد . داد زدم چیه . روی صندلی چرخ دار روبروی پنجره نشسته بود و بهم خیره شده بود . گفتم دیرم شده ، چی می خوای . گفت اون دستگاه رو بده که تا تو برگردی منم موسیقی گوش کنم .
وقتی رسیدم خونه غروب شده بود . فقط دوست داشتم برم و بخوابم تا از این سر درد لعنتی خلاص بشم . وقتی وارد خونه شدم صدای گریه مامان به گوشم خورد . همونجا روبروی پنجره نشسته بود و گریه می کرد . خودمو بهش رسوندم و یه دستی روی سرش کشیدم و ازش پرسیدم چرا گریه می کنی . بهم واکمن و نشون داد و با صدای لرزان گفت : می خواستم موسیقی گوش بدم ولی اشتباهی دکمه قرمز و زدم و کل نوار پاک شد ، خیلی این نوار و دوست داشتم ، حالا چی کار کنم ؟
نتونستم جلوی خودم و بگیرم و پیشونیشو نبوسم
توی دلم به مادرم گفتم هر چقدر تو پاک و معصومی ، من بی لیاقتم
یه آرزو بکن
شاید نتونم برآورده اش کنم
ولی بشین و ببین برای برآورده شدنش
چطور به آب و آتیش می زنم
مادر | غایب | دلسرد | هیـــس | خوشبختی | سفر | مطرب |
